یا بوسه و ... انکار... نبوسیده امت
این مرتبه هم بیا و نادیده بگیر
می بوسمت... انگار نبوسیده امت
***************************
از باغ لبت ترانه می چیدم که...
آواز تو بود و باد... نشنیدم که...
هر شاخه اندام تو آغوشی شد
در خواب و خیال هم نمی دیدم که...
*************************
ای آبی در عبور (شادینه) سلام
ای دختر سبز و بور (شادینه) سلام
پشت سر ما زیاد صحبت باقی است
از فاصله های دور (شادینه) سلام
تقدیم چشم های تو خواهم کرد، روزی ترانه های نجیبم را
یا پیش پای چشم تو خواهم کشت، احساس خورده از تو فریبم را
در موزه تمدن چشمانت، در پیکر سفالی من بنگر
آثار تازیانه خشم و درد، بر جای جای روح غریبم را
گاهی چنان خوشم که...نمی دانی، گاهی چنان گرفته...نمی دانی
عاشق نبوده ای و نمی دانی، مفهوم خلق و خوی عجیبم را
مثل خوره به جان من افتاده است، احساس تلخ بی تو به سر بردن
بشتاب و با تمام توان خود، برپا بکن بساط صلیبم را
هر شب کسی شبیه نگاه تو، از لای سنگفرش خیابان ها
می خواند از چروک تن پیرم، عمر پر از فراز و نشیبم را
ای آفتاب گرم ستم پیشه، یک عمر رنگ و بوی مرا بردی
آتش بزن به پیکر زرد من، از من مگیر سرخی سیبم را