دریا نداشت رنگ و لعاب زنانه ای
شاعر برای از تو سرودن بهانه ای
پاروت را به کوسه تعارف بزن که نیست
آنسوی آبهای جنونم کرانه ای
سرمای چشم های تو کولاک می کند
خورشید هم نمی کشد آنجا زبانه ای
تو از چه عنصری که در آغوش شعله ها
از خویشتن به جا نگذاری نشانه ای
زخمی ترین پرنده دنیا کنار توست
در جستجوی بال و پری آشیانه ای
بذری بپاش و روح مرا قلقلک بده
تا باز هم کند هوس آب و دانه ای
زن های روستا همه شب گرد چشمه ات
مشکی به گرده در پی ذوقی ترانه ای
امشب برای یافتنت قصد کرده ام
یک جستجوی روشن خانه به خانه ای