تبليغاتX
خنده ی شیرین انار
دریاچه ای از شور و شعف شو غزل من

یا باغ پر از نسترن و مریم و سوسن

 

بالنده و پر شور و شر و سبزترینی

تا نشو و نما می کنی از آب و گل من

 

تا خانه خورشید مرا گاه کشاندی

گهگاه شدی بین من و او دوبهم زن

 

پیکان تو آنگونه که من خواسته بودم

نشکافت مسیر قفس سینه دشمن

 

یا زیر پر و بال وجودت نکشاندی

بی برگ ترین شاخه درختان سترون

 

از میله مبادا بگریزی و نیایی

در ذهن پر از مشغله ام گرم و مطنطن

 

تو رمز شناسایی من هستی و من هم

جارت زده ام بر سر هر کوچه و برزن

 

ای شعر من ای نیمه نادیدنی من

یک روز بیا با من شاعر قدمی زن

+ نوشته شده در  یکشنبه 19 خرداد1387ساعت 9:59  توسط مراد رستمی  |