یا باغ پر از نسترن و مریم و سوسن
بالنده و پر شور و شر و سبزترینی
تا نشو و نما می کنی از آب و گل من
تا خانه خورشید مرا گاه کشاندی
گهگاه شدی بین من و او دوبهم زن
پیکان تو آنگونه که من خواسته بودم
نشکافت مسیر قفس سینه دشمن
یا زیر پر و بال وجودت نکشاندی
بی برگ ترین شاخه درختان سترون
از میله مبادا بگریزی و نیایی
در ذهن پر از مشغله ام گرم و مطنطن
تو رمز شناسایی من هستی و من هم
جارت زده ام بر سر هر کوچه و برزن
ای شعر من ای نیمه نادیدنی من
یک روز بیا با من شاعر قدمی زن