به مناسبت 30 ام فروردین، روز آزمایشگاه
آه آزمایشگاه!
آه آزمایشگاه!
از کجا آمده ای؟!
که کسی نیست تو را بشناسد!
از دل خاک سیاه؟
از عطارد یا ماه؟
یا که بست نطفه تو بی پدر و مادر؟! آه!
آه آزمایشگاه!
تو غریبی تو غریب
تو عجیبی تو عجیب!
*
هیچ کس نیست ببیند که تو بازوی توانای کلینیک هستی!
هیچ کس نیست بگوید تو نباشی
پای تشخیص و′ پیگیری درمان لنگ است!
سختی کار تو را هیچ نمی فهمند آه!
آه آزمایشگاه!
تو عجیبی تو عجیب!
*
راه هر بخش به سوی تو روان است هنوز!
تو نباشی چه کسی خواهد گفت:
«نوع کم خونی بیمار چه نوع است، چه نوع؟
لوکمی را چه کسی خواهد گفت؟
سطح هورمون چه کسی می سنجد؟
تب مالت و سل و حصبه همه گنگ اند و نهان!
قند و چربی و ... هزار از این دست»
*
پرده بگشا تو عزیز!
باز تشخیص بده
چشم ها خیره به توست
تو بتاز
تو بناز
خم به ابروت نیار
جستجو کن تو رضای خالق
هیچ کس هم که نداند تو که هستی، او هست
او تو را می فهمد
او تو را می سنجد
رحمتش را به تو خواهد بخشید
بنگر
خلقتت را چه بهاری کرده است!
آه آزمایشگاه!
آه آزمایشگاه!
مراد رستمی
Morad_r56@yahoo.com
